آذری ها یه مثلی دارن که می گن : ایری اوتوراخ ، دوز دانیشاخ ! معادل اون رو در فارسی می شه کلاه خود را قاضی کردن در نظر گرفت . تا همین بیست و اندی سال پیش ، اگر می خواستیم با اتوبوس به سفر بریم ، یا باید با خودمون آب می بردیم و یا تا مقصد از تشنه گی هلاک می شدیم . یه پارچی تو همهی اتوبوسا بود که باید کلی زور می زدیم تا از لای چرک و کثافت ماسیده روی اون به رنگش که یا قرمز یا سبز و یا آبی بود پی ببریم . تو اولین پلیس راه ، کمک راننده در حالی که سیگار نصفه ای رو پک می زد ، یه تیکه یخ قالبی رو با لبهی پلهی اتوبوس میشکوند و تیکه های یخ رو از زمین جمع می کرد و می ریخت تو پارچ و یه آبی روش می چرخوند که مثلن تمیز بشه و پر آب می کرد و با یه لیوان کر کثیف لب پریده ی داغون میومد جلوی مسافرا . لیوان رو می داد دست مسافر و با هر تکون اتوبوس حین آب ریختن تو لیوان ، کل لباس مسافر بخت برگشته رو آبیاری می کرد و لیوان رو می گرفت و مسافر بعدی و همین داستان ! یه چند سال بعد اوضاع بهتر شد . بالای سر هر مسافر یه گیره ی لباس بود که بهش یه لیوان پلاستیکی هزار بار مصرف وصل بود ولی پارچ و یخ و کمک راننده ی کذایی همون بود ! غذا خوردن بین راه هم حکم امضای قتل خود خوانده بود . به هر حال اگر احیانن تو جاده های داغون نمی مردیم ، اگر از آب داخل اتوبوس و یا غذای بین راه می خوردیم و نمی مردیم ،قطعن به اسهال مزمن دچار می شدیم . هوای داخل اتوبوس هم که به واسطهی سیگار عزیزان دودکش ، همیشه ی خدا مه آلود و رویایی بود ! اوضاع و احوال قطارها هم کم و بیش همین بود .
نیمه پر لیوان که می گن همین جاست . تو اتوبوسای امروزی دیگه خبری از اون پارچ و لیوان و کمک راننده ی ژولیده با دمپایی لا انگشتی خبری نیست . توجاده ها هم مجتمع های خدماتی و رفاهی تر و تمیزی دایر شده که با خیال راحت می شه غذا خورد . حالا پشت این داستان ارادهی جمعی بوده یا فردی ، دولت ها در اصلاح اون وضعیت اسف بار نقشی داشتن یا خیر ؟ نمی دونم ! ولی هر چی که هست نشان از بالا رفتن سطح بهداشت عمومی و رفاه عمومی در جامعه است ...
یادداشت های یک عقرب صورتی !...
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
برچسب: عکس یه لیوان آب یخ,عکس یک لیوان آب یخ, نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 20:40