یادداشت های یک عقرب صورتی !

متن مرتبط با «آرامش درون» در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! نوشته شده است

آرامش ...

  • نیلوبلاگ

    بابا که فوت کرد ، بنا به عادت همیشه گیم مشکی نپوشیدم . صبح روز خاک سپاری بیدار شدم و اصلاح کردم و پیرهن سفید و کراوت پوشیدم . یکی از بسته گان گفت : مشکی بپوش ! برای صاحب عزا زشته سفید بپوشه ! و من انگار نشنیدم . تو راه تبریز هم که می رفتیم ، موزیک گوش می کردیم و از خاطرات خوب بابا می گفتیم . شب ششم ، از قبل برای یه کنسرت بلیت داشتیم . مامان گفت : حتمن برید . بابا عاشق موسیقی بود . با شهرزاد به کنسرت هم رفتیم . همیشه گفتم : بابا طوری که دوست داشت زنده گی کرد و در فوتش هم کسی شیون نکرد . همه ب...

    ادامه مطلب