تو راه که میومدم ، با خودم فکر می کردم و نمی دونم چرا یهو یاد یه واژه به گویش گیلکی افتادم . در دوران دانشجویی به واسطه ی این که با عده ای از بچه های رشت رفیق بودم و حشر و نشر داشتم و البته نوع حرف زدن یکی از این نازنینان که سه کلمه ی اول رو فارسی و باقی رو به گویش گیلکی صحبت می کرد ، ناگزیر گیلکی هم یاد گرفته بودم . امروزه هم می تونم گلیم خودم رو در گیلان از آب دربیارم ولی اعتراف می کنم که صحبت کردن به گیلکی برام مشکل شده و بیشتر شنونده ی خوبی هستم !
واژه ای که به ذهنم اومده بود ،«سواپلان» به معنی آبکش بود . در آذری هم آبکش رو «سوماخپالان» می گن و داشتم به ریشه ی این واژه فکر می کردم (اتیمولوژی از شاخه های مورد علاقه ی من در زبان شناسی هست که این روزها خواهرم شهرزاد مشغول ادامه ی تحصیل در رشته ی زبان شناسی هست ) که آیا آذری از گیلکی برداشت شده یا برعکس ؟ نتیجه ای که پیش خودم گرفتم برای خودم جالب بود : در گویش گیلکی ، پلو «پلا» تلفظ می شه و از اون جایی که یکی از کارکردهای اصلی آبکش ، جدا کردن آب از برنج هست پس این واژه در گویش گیلکی «سواپلا» بوده که عمل سوا کردن برنج از آب رو انجام می ده و به مرور به سواپلان بدل شده و سوماخپالان آذری به سبب اختلاط آذری ها با گیلک ها در شمال غرب کشور ، از واژه ی سواپلان گیلکی گرته برداری شده .
خیلی دوست داشتم فرصتی می داشتم و اتیمولوژی رو به صورت آکادمیک دنبال می کردم ...
یادداشت های یک عقرب صورتی !...
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 16:09