دیشب با رفقای دبیرستانی به رسم هر دو ماه یک بار تو رستوران آبشار دور هم بودیم . داریوش زحمت حمل و نقل :) من رو کشید . تو راه با هم صحبت می کردیم . یه چیزی گفت که گوشام دنگ و دنگ صدا و فکم به زمین اصابت کرد . گفت : یکی از بسته گان (که نمی دونم کی هست) هر ماه زنگ می زنه به 1818 و بدهی تلفن بقیه رو چک می کنه و تو جمع های فامیلی مطرح می کنه و این کار رو احساس صمیمیت و نزدیکی می دونه ! من دیگه حرفی ندارم .
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 147