چارداش

خرید بک لینک

چند وقتیه که زیاد یاد دکتر روشن ضمیر روان شاد می افتم . پست دوست عزیزم دکتر زرین پاشنه ی عزیز باعث شد یاد خاطره ای از ایشون افتادم . در پستشون از من نام برده بودن و با لطفشون پیدا کردن ریشه ی واژه ی چارداش که نوعی رقص مجاری هست رو به عهده ی من گذاشتن . جالب بود . بد نیست بدونید زبان مجاری ، کره ای و مغولی (که نوعی ترکیه که ترکمن ها صحبت می کنن) از یه ریشه هستن . آذری و فنلاندی هم به نوعی با این ها هم ریشه است . جالب تر این که زبان ترکی (استانبولی) کمتر از ده درسد با آذری قرابت داره (الحمدالله از بسته گان پان ترک کسی این جا نیست وگرنه خونم رو مباح اعلام می کردن !) خلاصه این که چارداش رقصی نسبتن مدرن از رقص های مجار هست که بسیار شاد و انرژتیکه . چاردا به معنی می خونه است که بی شک با واژه ی چاخیر که روستائیان آذری به می (عرق خودمون) اطلاق می کنن ریشه شون یکیه . حالا اینا چه ربطی به دکتر روشن ضمیر داشت ؟ ایشون ابتدا در دانشگاه تهران زبان انگلیسی خونده و محضر استادان بزرگی نظیر پرفسور فاطمه سیاح ، ملک الشعرا بهار و ... رو درک کرده بودن که شرح اون ها رو در کتاب یاد یاران آوردن . سپس به انگلستان و دانشگاه آکسفورد و بعد هم به فرانسه و سوربن می رن و دکترای زبان فرانسه می گیرن . ایشون به چهار زبان فارسی ، اذری ، انگلیسی و فرانسه تسلط داشتن . در نثر فارسی بی نظیر بودن . مقدمه ی چاپ اول حیدربابایه سلام به قلم ایشون واقعن دل نشین و زیباست تا جایی که استاد شهریار در بیتی می گن : بوردا روشن ضمیرین ده قلمین طوطی گویا ایله دیم ( این جا قلم روشن ضمیر رو هم طوطی گویا کردم ) . القصه دکتر روشن ضمیر تنها یک فرزند به نام دکتر محمدعلی روشن ضمیر داشتن که ایشون هم زبان انگلیسی خونده و عضو هیات علمی دانشگاه شریف بودن . نوه ی ایشون زمانی که در دوره ی دبیرستان به مرحله ی انتخاب رشته رسیده بودن ، علی رغم نمرات بالا در دروس ریاضی و فیزیک و زیست شناسی ، رشته ی فرهنگ و ادب رو با این استدلال که تمایلی به رشته های فنی و پزشکی ندارن و می خوان همانند پدر بزرگشون در ادبیات سر آمد باشن انتخاب کرده بودن . متاسفانه از بعد از درگذشت استاد اطلاعی از خونواده ی ایشون ندارم که نوه ی ایشون چه می کنن ؟

بعد از حل معمای چارداش و علاقه مندی دیرینه ام به زبان شناسی و این که پدرم هم ادبیاتی بود ، احساس می کنم اگر ادبیات رو ادامه می دادم شاید به یه جایی می رسیدم ( همون طور که پیش تر در مورد رشته های هنری گفته بودم ) این چه مرضیه که همه باید یا دکتر بشن یا مهندس ؟


+ نوشته شده توسط مزدا چاوش اکبری در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 19:24 |
یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

صفحه بندی