روان همه ی رفته گان شاد . تو دوره ی لیسانس استادی به نام مهندس ابراهیم سجودی داشتیم که لحظه به لحظه ی کلاس هاشو به یاد دارم . ایشون بسیار صریح اللهجه و در عین حال شوخ طبع بودن . خاطرات زیادی از ایشون دارم . تو کنفرانس جنگل و صنعت شادروان دکتر عادلی که از بزرگوارن و نوادر رزوگار بود ( ایشون هیچ وقت استاد من نبودن ولی ای کاش بودن) مشغول صحبت بود . دکتر پارساپژوه روان شاد رئیس جلسه و مهندس ملکی شادروان هم دبیر جلسه بودن . حرفای استاد که تموم شد نوبت به پرسش و پاسخ رسید . مهندس سجودی گفت : آقا ! از چهل سال پیش که من شاگرد شما بودم تا حالا همین چرت و پرتا رو گفتین . چی کار کردین ؟ به کجا رسیده ؟ پیرمرد بهش برخورد و قهر کرد و از جلسه بیرون رفت . دکتر پارساپژوه رفت دنبالش . مهندس ملکی به مهندس سجودی گفت : آقای مهندس سجودی شما خودتون سال ها مدیرعامل نکا چوب بودید . شما چی کار کردید ؟ جواب داد : ما هم هیچ غلطی نکردیم . فقط زر زدیم !
پ. ن. همه ی بزرگوارانی که نام بردم دیگه نیستن . ای دریغ از روزگار .
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116