نام خانواده گی ما چاوش اکبریه ولی چون طولانیه خیلی ها ما رو به نام چاوشی می شناسن . تو دانشگاه یه هم کار دارم/داشتم که به نام سعید چاوشی که خیلی وقتا ما دوتا رو با هم اشتباه می گرفتن که خودش یه داستان دیگه است . یه بار خونه بودم و با یکی از هم کارام کار داشتم و زنگ زدم بهش . یه آقایی گوشی رو برداشت و گفتم : آقای میرزایی ؟ گفت : نه خیر شما ؟ گفتم من هم کارشون هستم . چاوشی ! گفت : به به ! آقای چاوشی دختر من عاشق شماست تمام آهنگاتونو گوش می کنه . می شه باهاش صحبت کنید ؟ خوش حال بشه . گفتم : مثل این که سوء تفاهم شده . من مزدا چاوش اکبری هستم . اونی که شما می گید محسن چاوشیه . گفت یعنی شما محسن چاوشی نیستید ؟ گفتم نه ! گفت باور نکردنیه . صداتون که خیلی شبیه ایشونه . بعد گفتم خوب می شه حالا با آقای میرزایی صحبت کنم . گفت : من برادرشونم و خط ایشون رو من خریدم و این شماره ی جدیدشونه و خلاصه با آقای میرزایی تماس گرفتم . گذشت تا این که یه روز تو خیابون داشتم می رفتم که گوشیم زنگ خورد . جواب دادم . یه آقای موقری گفت : آقای چاوشی ؟ گفتم بفرمایید . گفت : من غریب پورم کارگردان تئاتر . گفتم : آقای بهروز غریب پور ؟ گفت : بله ! گفتم : جانم ؟ در خدمتم . گفت : برای یه کار جدید می خوایم که در صورت امکان با ما هم کاری کنید . پیش خودم گفتم : من که سال هاست دیگه تئاتر رو گذاشتم کنار در ثانی کسی اصلن منو نمی شناخت چه طور آقای غریب پور اومده سراغ من ؟ گفتم : آقای غریب پور من سال هاست دیگه بازی نکردم . شما از کجا منو پیدا کردید؟ گفت : نه نه ! بازی نیست . شما باید بخونید . دوزاریم افتاد که باز هم اشتباه شده . گفتم : من محسن چاوشی نیستم . گفت : جدن ؟ گفتم : بله ! گفت : ولی صداتون خیلی شبیه ایشونه و فامیلیتون هم که یکیه نسبتی دارید ؟ گفتم : نه من مزدا چاوش اکبری معروف به چاوشی هستم و خلاصه چند دقیقه ای گپ زدیم و پرسیدم شماره ی منو از کجا پیدا کردید ؟ گفت : از آقای میرزایی گرفتم . آقای میرزایی از استادان گروه نمایش دانشگاه بود و با هنرمندان زیادی ارتباط داشت !
ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 263